پول یکی از مهمترین چیزهای زندگی هر انسان است. پول می‌تواند فقر، بیماری و بی‌خانمانی را از بین ببرد. پول می‌تواند با خود دوستی و منزلت به همراه داشته باشد و به طور کلی، همه افراد دوست دارند مقدار پول بیشتری بدست آورند زیرا پول زیاد می‌تواند باعث خودمختاری فرد و عدم نیاز به دیگران شود.

با این حال، پول، چیزی بیشتر از یک تکه کاغذ است. پول به تولید و بهره‌وری مرتبط است و با رشد میزان پول‌های چاپ شده، ما دیدگاه درست نسبت به پول را از دست داده‌ایم.

در زمان‌های بسیار دور که هنوز پول اختراع نشده بود، دنیا شامل قبایل و دسته‌های پراکنده‌ای بود که صاحبان زمین‌ها بر آن تسلط داشتند. صاحبان زمین، برده‌ها را به کار می‌گرفتند تا برای آنها غذا تولید کنند و در ازای آن، غذا، پناهگاه و حمایت صاحب زمین را بدست می‌آوردند.

بسیاری از محصولاتی که در دنیای آن زمان تولید می‌شد محصولات کشاورزی بود و معامله یا اصلا وجود نداشت (داخل جوامع) و یا اینکه از طریق مبادله کالا به کالا انجام می‌گرفت (مابین جوامع). از طرف دیگر بسیاری از کالاهای مبادله‌ای، فاسدشدنی بودند و نیاز بود به سرعت مصرف شوند.

با پیشرفت جوامع، به‌کارگیری انسان‌ها به شکل برده برچیده شد و افراد بیشتر و بیشتری توانستند شرکت‌ها و تشکیلات کسب و کاری خود را ایجاد کنند. فردگرایی در اقتصاد، باعث تشویق حس رقابت شد و تمایل به تخصص‌گرایی افزایش یافت.

با افزایش تنوع کالاهای در دسترس و تنوع تقاضا برای آنها، انجام معامله بدون وجود یک نوع واسطه، پیچیده شده بود.

در طول تاریخ، مردم از کالاهای مختلفی به عنوان یک ابزار برای مبادله استفاده کردند. برای اینکه یک کالا به عنوان واسطه استفاده شود، مردم می‌بایست به پایداری و ارزش آینده آن اعتماد و اطمینان می‌داشتند. زیرا وجود نوسان در قدرت خرید آن دارایی، می‌توانست روی میزان پاداشی که بابت کار دریافت می‌شد تاثیر بگذارد.

بنابراین طلا و فلزات گرانبها به عنوان یک کالا و دارایی برای مبادله تعیین شد (به شکل سکه و…)

معرفی این فلزات ارزشمند که برای مبادله به کار گرفته می‌شود یک مزیت دیگر نیز داشت، افراد و عوامل اقتصادی می‌توانستند خرج کردن را به تعویق بیندازند و با ذخیره درآمد فعلی، آنرا برای رویدادهای آتی و غیرمترقبه پس‌انداز کنند.

ابتدا طلا در جاهایی مانند زیر تخت‌خواب یا در مکان‌های دیگر مخفی می‌شد اما اشخاصی که شم کسب و کار داشتند این فرصت را غنیمت شمرده و به افراد پیشنهاد دادند طلا را در ازای کارمزد، در مکان‌هایی امن نگهداری کنند. (بانک‌ها به وجود آمد)

در بانک، طلاها برای مدتی بدون استفاده باقی می‌ماند ولی افرادی نیز بودند که در دوره‌های زمانی نیاز به طلا پیدا می‌کردند. بانکداران نیز خوشحال می‌شدند به وام‌گیرندگان در ازای دریافت کارمزد، طلا را بصورت وام ارائه دهند. اختلاف کارمزدی که از ذخیره‌کننده و وام‌گیرنده به دست می‌آمد، پاداش بانکداری بود که متحمل ریسک می‌شد و هزینه‌ها را مدیریت می‌کرد. اینگونه بود که بانک‌ها رشد کردند.

بانک‌ها پس از پذیرش کیسه‌های طلا از اشخاص، به آنها رسیدی می‌دانند که نشان‌گر مقدار طلای دریافت شده توسط بانک بود. با گذشت زمان و افزایش اعتماد، افراد این رسیدها را که ارزش آن برابر مقدار طلای نوشته شده روی آن بود به همدیگر می‌دادند و با آنها معامله می‌کردند.

بنابراین بخش عظیمی از طلاهایی که ذخیره شده بود، توسط صاحبان آنها از بانک دریافت نمی‌شد. بانکدارها یک فرصت کسب و کار جدید یافتند و به جای اینکه طلا را از صندوق‌های امن‌شان وام دهند، فقط رسید آنرا که نماینده مقدار مشخص شده طلا بود به وام‌گیرنده می‌دادند. در حالیکه که معادل فیزیکی آن (طلای پشتوانه رسید) در صندوق وجود نداشت.

با انجام اینکار توسط بانکدارها، طلا از قدرت خرید جدا شد. (یعنی طلا دیگر به عنوان پشتوانه اسکناس نبود)

قبلا از اینکه پول (همان رسیدهایی که نماینده مقداری طلا بود) بین مردم مبادله و دست به دست شود، قیمت طلا وابسته به نوسانات بود. هر زمان که مقدار طلا از معدن استخراج و به بازار وارد می‌شد، ارزش مقادر قبلی طلا کاهش می‌یافت. بنابراین همانند پول، ارزش طلا نیز براساس اعتماد بود.

بنابراین اگر طلا خواهان نداشت، می‌توانست قیمت آن به اندازه کاغذی که روی آن ارزش طلا نوشته می‌شود ارزان شود، پس مهم نیست ما طلا استفاده کنیم یا یک تکه کاغذ به عنوان پول، بلکه مهم این است که ما قدرت خرید طلا یا اسکناس را کاهش ندهیم (با تولید و چاپ بی‌رویه آنها، ارزش‌شان کم می‌شود)

تورم چه تاثیری در کاهش ارزش پول دارد؟

تورم در طول زمان، باعث کاهش ارزش زمانی پول (time value of money) می‌شود. مفهوم “ارزش زمانی پول” به زبان ساده یعنی اینکه مقدار پولی که شما الان در اختیار دارید، در آینده چقدر ارزش خواهد داشت. این مفهوم همچنین فرض می‌گیرد که شما پول‌تان را در جایی سرمایه‌گذاری نمی‌کنید و سود بانکی نیز به آن اضافه نمی‌شود. به عبارت دیگر مفهوم “time value of money” یعنی اینکه اگر شما امروز 100 هزارتومان در جیب‌تان دارید، در تاریخ مشخصی در آینده چقدر ارزش خواهد داشت.

تورم، قیمت کالاها و سرویس‌ها را در طول زمان افزایش می‌دهد و به طرزی قابل ملموس، میزان کالاها و سرویس‌هایی که می‌توانید در آینده با مقدار فعلی پول خریداری کنید را کم می‌کند. اگر حقوق و درآمد شما ثابت بماند و تورم باعث افزایش قیمت‌ها شود، شما باید درصد بیشتری از درآمدتان را برای خرید همان کالا و خدمات کنید.

بنابراین برای مثال، اگر قیمت فعلی 1 کیلو سیب 4000 تومان باشد، احتمال این وجود دارد که سال بعد، قیمت همین سیب به 5000 تومان برسد. این افزایش قیمت به طور ملموس، “ارزش زمانی پول” را کاهش می‌دهد زیرا شما باید برای خرید 1 کیلو سیب، 25 درصد بیشتر پرداخت کنید.

برای اینکه کاهش ارزش زمانی پول، اثر منفی روی قدرت خرید شما نگذارد، سودی که در سرمایه‌گذاری کسب می‌کنید یا درصد افزایش درآمد شما باید بیشتر از نرخ تورم باشد.

چرا پول بی‌ارزش می‌شود؟

9 دلیلی که ارزش پول کاهش پیدا می‌کند:

1 – تورم

تورم باعث کاهش ارزش پول می‌شود. اگر تورم بر یک بازار حکمفرما باشد، پول بهای خود را از دست می‌دهد. برای مثال، تورم زیادی که در برخی از کشورها مانند زیمباوه وجود دارد باعث شده ارزش پول این کشور به شدت سقوط کند و مردم در تلاش هستند تا پول این کشور را به سایر ارزها تبدیل کنند تا ارزش دارایی‌شان حفظ شود.

اما چه چیزی باعث تورم می‌شود؟

چاپ پول – البته چاپ پول همیشه دلیل تورم نیست. چاپ پول زمانی موجب تورم می‌شود که عرضه پول از مقدار رشد واقعی فراتر رود. رابطه بین چاپ پول و تورم، همیشه مستقیم نیست. عرضه پول فقط به انتشار اسکناس توسط دولت بستگی ندارد و ممکن است کشوری مانند آمریکا به طرز قابل ملاحظه‌ای پول چاپ و روانه بازار کند ولی به دلیل وجود سایر فاکتورها، تورم زیادی ایجاد نشود.

بدهی خارجی کشور – برای پرداخت بدهی‌های خارجی، دولت‌ها اغلب به چاپ پول روی می‌آورند که باعث تورم می‌شود. این عامل وجود تورم در زیمباوه بود. اما بدهی خارجی می‌تواند منجر به تورم نشود. مثلا ژاپن مقدار زیادی بدهی خارجی دارد ولی دارای تورم نیست.

2 – افزایش نقدینگی

افزایش نقدینگی و پول در جیب مردم به جای سرمایه‌گذاری در بخش تولید یا خدمات باعث شده رقم آن طی هفت سال اخیر از 60 هزار میلیارد تومان به بیش از 400 هزار میلیارد تومان برسد. این چالش مهم از اشتباه محاسباتی و غلط بودن سیاست‌های پولی- مالی بانک مرکزی و دولت نشأت می‌گیرد.

دولت‌های نهم و دهم به طرق گوناگون به نظرات کارشناسان اقتصاد و دلسوزان این حوزه توجه نکردند. حتی چندین نامه از طرف اساتید دانشگاه‌های مختلف کشور خطاب به رییس دولت ارسال شد اما مجموعه دولت بی‌توجه از کنار آنها عبور کرد و در کمال افسوس همان هشدارها اکنون گریبان اقتصاد کشور را می‌فشرد.

3 – اقتصاد نفتی

از دیگر مشکلات اقتصادی ما که منجر به تورم و افزایش نقدینگی شده، اقتصاد نفتی است. بیش از 80 درصد اقتصاد ایران تحت سیطره درآمدهای نفتی درآمده است. بیماری هلندی ناشی از درآمد نفتی به عنوان یک مشکل اساسی و دیرینه در اقتصاد ما مشهود است.

و از سال 1353 شمسی با افزایش قیمت سوخت فسیلی در اثر جنگ اعراب و تحریم‌های نفتی به عنوان یک ضایعه مزمن، اقتصاد ایران را تحت تاثیر قرار داده است.

4 – دخالت بیش از حد دولت در اقتصاد

در همه بخش‌های اقتصاد به عنوان یک وظیفه در آمده است. بخش خصوصی ایران به عنوان سرمایه‌گذار، در نتیجه این سیاست‌ها به‌شدت تضعیف شده و تولید ملی به دلیل واردات بی‌رویه کالاهای مصرفی ضربه خورده است.

5 – هدفمندی یارانه‌ها

در سال‌های اخیر طرح هدفمندی یارانه‌ها با پمپاژ پول در حساب شهروندان آن هم به صورت بی‌رویه و بی‌حساب و کتاب موجب افزایش نقدینگی و ضربه به تولید ملی شده است. دلیل آن هم مغفول ماندن سهم تولید در هدفمندی یارانه‌هاست که باعث شده تولیدگران دچار کاهش بازده شوند.

6 – بودجه دولت

دولت در اثر تصویب بودجه‌های سنواتی و افزایش بودجه، بودجه جاری بدنه دولت را روزبه‌روز بزرگ‌تر کرده است تا جایی که شرکت‌ها و سازمان‌های وابسته به دولت دو سوم از بودجه قوه مجریه را به خود اختصاص داده‌اند.

7 – مشکلات بین‌المللی اقتصاد ایران

علاوه بر موارد فوق، گرفتاری‌ها و مشکلات بین‌المللی اقتصاد ایران ناشی از تحریم‌ها ‌موجب اوج گرفتن بیش از حد و انتظار تورم، انتظارات تورمی و حتی تورم ناشی از رکود اقتصادی شده است. در نتیجه این رویدادها اقتصاد ایران، پول ملی بی‌ارزش شده و افزایش برابری دلار و سایر ارزهای خارجی در برابر ریال خسارات جبران‌ناپذیری به پول ملی وارد کرد.

8 – از بین رفتن اعتماد

اگر در یک اقتصاد و حوزه مالی، اعتماد از بین برود، مردم و سرمایه‌گذاران ارز را از کشور خارج می‌کنند تا ریسک کاهش ارزش دارایی را متحمل نشوند. به همین دلیل، روند خروج سرمایه و افزایش نرخ ارز شدت می‌یابد. از بین رفتن اعتماد می‌تواند دلایل سیاسی یا اقتصادی داشته باشد.

9 – افزایش واردات

افزایش واردات به دلایل مختلف، می‌تواند منابع ارز خارجی را بیش از پیش کاهش دهد.

شما چه دلیل دیگری برای از بین رفتن ارزش پول می‌شناسید؟ در بخش دیدگاه بنویسید.

  • facebook
  • googleplus
  • twitter
  • linkedin
  • linkedin
  • linkedin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.